آرزوی شهادت

یادمان باشد فرصتمان کوتاه است.تا بازگشتن فاصله چندانی نیسم. اکر بخواهیم پیش از آن که برگردیم از هر آنچه بوده ایم برگردیم باید خیلی حواسمان را جمع کنیم.

شهدا آدم های عجیب و غریبی نبودند فقط حواسشان جمع بود.

شاید سالهاست که خیلی هایمان دنبال بهانهای برای خوب شدن هستیم حالا وقتش رسیده است.

نفسی تازه کنیم اشکی بردامن پاک طبیعت بیفشانیم و رذیلتها را دمی به خاک بسپاریم نیرو بگیریم تازه تر شویم بلکه پیش از بازگشت به میان مردم شهر بوی عطر خوبیها را به ارمغان بیاوریم و از این تچربه زیبا برای گذر از میان آهنها و سختی هوس مدد بگیریم.

سفر هایی از این دست که رنگ و بوی جبه را دارند و در مکان هایی متغلق به شهیدان برگزار می شوند سفر به دیار قدس است.بیرو نرفتن از زندگی عادی و مادی است.(منطقه) محلی است که یاد آور شهداست.جایی که آنان با تحمل سختی ها و فشار ها نفس سرکش را رام می نمودند و برای پرواز به سوی بی نهیات مهیا می گشتند.برای همین بود که بی تاب می شدند.شبها گریه می کردند و دیگر دوست نداشتند به شهر بازگردند.

اکنون که بار سنگین حفظ دین و انقلاب بر دوش ماست حالا که ما مانده ایم و آن ها رفته اند چه خو باست که اخلاق و رفتار خود را نی زمانند آن ها کنیم.

بیاییم در طول این سفر کوتاه و مقدس با وضو باشیم.از لغویا ت و سخنان بیهوده چه رسد به گناهان بپرهیزیم.

زمان اقمه نماز و وقت خواندن قرآن و مخصوصا هنگام عزاداری به حقیقت هستی توجهپیدا کنیم و از ائمه اطهر (علیهم السلام) و شهدا مدد بجوییم.

هرچند دروازه های عظیم شهادت به معبری تنگ و باریک مبدل شده و ما را به آن مراتب راه نمی دهند اما میتون باخلوص ینت بر سر این راه نشست و کاروان سالار را صدا زد.

شاید از این کوچه کسی عبور کند.

شاید همین (آرزوی جهاد)بتواند در های (شهادت)را بگشاید.

شاید همین (مسافرت)بتواند(رفاقت)با شهیدان را به ارمغان آورد.

/ 1 نظر / 10 بازدید
نیلوفر

سلام فاطمه جان امیدوارم سلامت باشی متن قشنگی بود و به زیبایی عقایدت رو بیان کرده بودی امیدوارم به زودی همه بیدار شیم و با شهدا آشتی کنیم وطریقه ی خدا شناسی رو از اونا یاد بگیریم . به نوشتن ادامه بده خدا حافظ عزیز دلم.